تبليغاتX

www.GHASRE20.blogfa.com

کلبه عروسکهـــــــــا

شنبه شانزدهم تیر 1386

 

نگاهم کن

می خواهم شعری بگویم از نگاهت

 

 صدایم کن

می خواهم شعری بگویم از صدایت

 

عاشقم باش

تا شعری بگویم ازمحبت بی انتهایت

 

بازحرف ازرفتن زدی

برو

شعری می گویم از دل سنگه بی وفابت

هرجا هستی

کمکم کن

تا شعری بگویم ازآغازتا نهایت

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:38 توسط سوزان |

نقاشی دل

شنبه شانزدهم تیر 1386

 

یادش بخیر

اون کاغذای سفیدو بی خط

با جعبه مداد رنگی

اون موقع نقاشی دلامون

همون و کوه و درخت وخونه های رنگی

وحالا زندگیمون شده

از کاغذای کاهی

که با قلم غم می کشیم توی اون

دنیایی از سیاهی

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:37 توسط سوزان |

عروسک

شنبه شانزدهم تیر 1386

 

وقتی که به دنیا آمدم چیزی در گوشم طنین انداخت و گفت همیشه با تو خواهم بود.

 

گفتم که تو کیستی؟  گفت من غمم آنروز فکر کردم که غم عروسکی است که با او بازی

  

خواهم کرد ولی حالا که خود را شناختم فهمیدم که خود عروسکی هستم بازیچه ی دست غم.

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:28 توسط سوزان |

می رویم برگردیم

سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386

 TinyPic image

در غروب طلایی خورشید ،

احساس می کنم در مقابل افتاب،

ابری است وماهی که اگرافتاب

 نباشد اوهم نیست، دستی که

 چشم به گریه ابر دارد و

دریایی که چشم به تابش

افتاب وانسان هایی که هر         

لحظه از خودشان دورمی  شوند .

می روند ومی روند تا     

 شاید روزی باز به خود بر گردند.

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 7:36 توسط سوزان |